حالا که قسمت دوریه ِ با رویاهات سر میکنم

امشب دوباره اومدی تا رویاهام رنگی بشه

شاید همین خواب عمیق

پایان دلتنگی بشه

امشب دوباره اومدی تا خوابم و رنگی کنی

تا چشمای مغرورم و

درگیر بی صبری کنی

دارم نگاهت میکنم داری ازم دل می بری

چشم بر نمیدارم ازت

تو از همه زیباتری

حالا که قسمت دوریه ِ با رویاهات سر میکنم

دستامو محکمتر بگیر

دستاتو باور میکنم

برای دل بستن به تو دل کنده بودم از همه

چشمام و رو هم میزارم

هرچی ببینمت کمه

امشب دوباره اومدی.تا حالمو بهتر کنی

تا خوابم و لبریز یاس

تا بغضم و پرپر کنی

 

/ 23 نظر / 32 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عسل فومنی

دوست عزیزم سلام شاد بودن هنر است،شاد کردن هنری والاتر.پس نباشیم یکی شکلک بیجان شب و روز، بی خبر از هم و خندان باشیم. بی غمی درد بزرگیست ، که دور ازماباد.

شهرزاد قصه گو

پیش بیا ، پیش بیا ، پیشتر تا که بگویم غم دل بیشتر دوست ترت دارم از هر چه دوست ای تو به من از خود من خویشتر دوست تر از آنکه بگویم چقدر بیشتر از بیشتر از بیشتر داغ تو را از همه داراترم درد تو را از همه درویش تر هیچ نریزد به جز از نام تو بر رگ من گر بزنی نیشتر فوت و فن عشق به شعرم ببخش تا نشود قافیه اندیش تر قیصر امین پور[گل]

انسان

سلام... این عید بزرگ برشما مبارک... امیدوارم خدا توفیق به همه ی ما بده تا زمینه ساز ظهورش باشیم...[گل][گل][گل][گل][گل]

شهرزاد قصه گو

چيزِعَجيبي ست هَمـہ از رَفتِن مي گويَند! نَماندَن! دورشُدَن! اَز خُود، اَز هَمـہ! و اينجا در هيچِستان در مَسلَخِ كَوير ذِهنَمـ خَبَري اَزهيچ نيست! وچـہ سوزان اَست اين آفتاب! وچـہ تِشنِـہ اَمـ ! وچـہ مي تابَد بَر مَن اين عَقل مَصلَحَت اَنديش وتو ببين! چـہ سادِه امـ يِڪ سراب يِڪ اَبر همـہ ي آرزوهاي مَن اَست

hoda

سلام خوب هستید؟ من آپم

سپیده

برای همدل ِ خود لازم نیست همه چیز را بگویی تا او اندکی از تو را بفهمد ؛ بلکه کافی است اندکی بر زبان بیاوری تا او همه ی تو را دریابد...[گل]

شهرزاد قصه گو

ای کاش همه کسی را داشتیم، برای کنار هم نشستن و حرف نزدن، برای سکوت کردن و فهمیدنِ هم، برای تماشای آسمان، برای فراموش کردن هرچه باب میل نیست و حس کردنِ خوشی و آرامش از عمق وجود… ســـــــــــلامـ صبح ادینه بخیــــــــــــر[گل][رویا]

سلام فقط داستان http://hagheghat.persianblog.ir