تاریخ :  ۱۳٩۳/٦/٦
نویسنده :  مجتبی

دوباره یاد تو افتادم آخه بارون یکم اومد

از روزی که بی من رفتی من از بارون بدم اومد

دوباره یاد تو افتادم بازم اشکام سرازیره

نمیدونم چرا دوریت نفس هامو نمیگیره

به امید یه جا دیگه از اینجا راتو کج کردی

به جای درک احساسم با این رابطه لج کردی

با هر قطره از این بارون بلند تر میشه فریادم

مگه بارون مقصر بود که از چشم تو افتادم

شدم درگیره کابوسی میشینم کنج این خونه

بدم میاد از این حالی که غرقه غمه بارونه

تو ذهنم خاطراته تو هنوز بیا برو داره

هنوز بارون لعنتی چقدر بوی تو رو داره

به امید یه جا دیگه از اینجا راتو کج کردی

به جای درک احساسم با این رابطه لج کردی

با هر قطره از این بارون بلند تر میشه فریادم

مگه بارون مقصر بود که از چشم تو افتادم



:: برچسب‌ها:
با عرض سلام خدمت دوستان عزیز امیدوارم که لحظه های خوبی را در این وبلاگ سپری کنید . دوستان عزیز در صورت تمایل ما را با ارائه نظرات پیشنهادات انتقادات در قسمت نظرات در بهبود کیفیت مطالب وبلاگ یاری کنید. .با تشکر. .من را با اسم (مطالب جالب و خواندنی کاندیدا) لینک کنید.
  :: مجتبی
PageRank